ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٦/٦/٢٩ 

 آرام آرام خواهید مرد.

 اگر سفر نکنید، 

 اگر کتاب نخوانید،

اگر به صداهای زندگی گوش ندهید،

اگر آنچه میکنید ارزیابی نکنید،

آرام آرام خواهید مرد .

وقتی که عزت نفس خود را بکشید،

و وقتی که به دیگران امکان ندهید که به شما کمک کنند،

آرام آرام خواهید مرد .

اگر بنده عادتهای خود شوید،

و هر روز بر همان مسیرهایی که پیوسته می روید. بروید...

اگر مسیر خود را عوض نکنید،

اگر لباسهایی به رنگ مختلف نپوشید،

و با کسانی که نمی شناسید صحبت نکنید،

آرام آرام خواهید مرد .

اگر از عشق ورزیدن پرهیز کنید،

و همه آن احساساتی که انسان را آشفته می سازد،

و کسانی که باعث می شوند تا چشمان شما برق زند،

و قلب شما از عشق به تپش درآید،  پرهیز کنید...

آرام آرام خواهید مرد .

وقتی که از کارتان راضی نیستید یا از عشق خود گله دارید،

و قصد ندارید زندگی تان را تغییر دهید،

اگر خطر نکنید،

و به دنبال آنچه که در مقابل نامطمئن ها به خطر است نروید،

اگر به دنبال رویای خود نروید،

اگر به خودتان اجازه ندهید،

حداقل برای یکبار هم که شده،

از نصیحتهای قابل درک فرار کنید،

 آرام آرام خواهید مرد...

                                     پابلو نرودا 

.......

من این شعر رو خیلی دوست دارم ..هر وقت می خونمش حس خاصی بهم دست می ده ..هر وقت

می خونمش یه جورایی به زندگیم بیشتر فکر می کنم ...به اطرافیانم ...به اونایی که گذاشتن آروم

آروم بمیرن ... اصلا دلم نمی خواد یه روزی به خودم بیام ببینم یه عمره که آروم آروم مرده ام...اصلا

قشنگ نیست...احساس می کنم  اطرافم پر از نشونه هایی که اگه جدی بگیرمشون نمی ذارن که

آروم آروم بمیرم... موقع سحر زیر آسمون پر ستاره بودن بیش از اندازه دلچسب و بیدار کنندست...

راستی ۹ روزه که ۲۳ ساله شدم ...


 
......
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٦/٦/٧ 

   در گريز از واژه تنهايي،

   ياد تو را بر دوش مي‌كشانم!

   و عبور هر آدينه را،

   ميثاقي با تو مي‌پندارم كه شايد،

   زودتر از از زود، آيي،

   و يتيمي ما را تا ابديت،

                            به پايان برساني!