...
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/۱ 

دل گمراه من چه خواهد کرد 

 با بهاری که می رسد از راه...


 
به گریه های غریبانه ام ببخشایید...
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/۱۳ 

 

نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافراز

...

که من که سنگ صبورم... نه سنگمو نه صبورم....