...دروغ
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٤/۳/۱۸ 

...و دروغ ها هر چه بزرگ تر قابل باورتر.

آنچنان که تو به دروغ ها ی کودکانه ی من خنديدی..من دروغ های بزرگ تو را در باور  ساده ام پروراندم..

بی آنکه شک کنم يا آنکه بخواهم بدانم کجای حرف هايت صادقانه نيست.

سال ها بعد وقتی من نيز چون تو به دروغ های ساده و کودکانه نيشخند زدم..حس کردم که چيزی از درون

سينه ام گم شد..حس کردم نفس کشيدن برايم شيرين تر است و  از ديدن گنجشکی در دهان وحشی

گربه  به خود نمی لرزم..حس کردم که سيا هی ها را دوست تر دارم.

و فهميدم  عشق هم دروغ کودکانه ایست......