.....
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٤/٤/۱۳ 

 

 در زندگی ما لحظه هايی هست که تنها کار ما بايد انتظار کشيدن باشد.

 وتنها کار من بايد انتظار کشيدن باشه .انگار هيچ کاری نمی تونم بکنم تا از اين وضعيت خلاص بشم .درست مثل حشره ايی که توی تار عنکبوت گير کرده که تنها و تنها بايد منتظر بمونه .اون هم بی هيچ حرکت اضافه ايی درست مثل يه مرده . چقدر دلم برای پرواز تنگ شده...