آرزو...
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٤/٢/٥ 

 

مرا عظيم تر از آن آرزويي نمانده است

كه به جستجوي فريادي گم شده برخيزم...

شايدبراي خيلي چيزها ديگه وقت نداشته باشم.

شايد براي خيلي اعتراف ها ديگه گوشي نداشته باشم.

شايد براي خيلي حرفها ديگه  احساسي نداشته باشم.

شايد ديگه خيلي ها رو نداشته باشم... اما...

اما ...تازه دارم مي فهمم كه اگه هر آدمي بدونه كي وكجا

عاشق بشه و عاشق بمونه ديگه هيچ كس از گفتن هيچ

دوستت دارمي پشيمون نميشه...