...دنيای من
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٤/٢/۱۱ 

کم آوردن هم دنیایی داره . مثل دنیای در های بسته .

یکسا ل پیش تمام دلتنگی هام حروم شد. تمام اشک هام لگد کوب شد .تمام عذاب هام ....یکسال پیش از هر چی

رفتن و اومدنه پشیمون شدم...یکسال پیش به تنهایی آدم ها ایمان آوردم...یکسال پیش به" نباید باشم" ایمان آوردم...به نباید هایی که تا اون موقع ندیده می گرفتمشون...یکسال پیش به حماقت های خودم خندیدم ...کاری که تا اون موقع انجام نداده بودم...یکسال پیش فهمیدم که باید رفت تا جاودانه شد....

دنیای  واقعی من همینه ... من نوشته شده همیشه پر از دلتنگیه ...پر از تنهایی ...پر از خستگی

پراز تهی بودن ....

دلم می خواست همیشه پر از شادی باشم ...سر زنده...پر ازا نرژپی ...اما همش کم می آرم ...همش کم می آرم

تا آخر عمرم کم می آرم.......