آسمان گرد الماس می ریخت
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱۱/۱٧ 

 

 

برف نو ، برف نو ، سلام ،سلام !

بنشین ، خوش نشسته ای بر بام

 

پاکی آوردی _ ای امید سپید!

همه آلودگی ست این ایام.

 

 

چقدر هوای برف بازی زده به سرم فرقی نداره که دستکشات دستم باشه یا نه ، فرقی

نداره تهران باشم یا نیشابور ، فرقی نداره که غافلگیرم کنی یا نه ، اصلا هیچی مهم

نیست فقط و فقط می خوام که حس کنم اونقدر زندم که هنوز دلم هوای برف بازی به

 سرش بزنه..

 

*  یعنی میشه یه کم ،یه کوچولوی کوچولو ،به خاطر من ، بشینی ؟