مث فوت کردن یه شمع...
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٢۳ 

 

آدمک آخر دنیاست بخند

 آدمک مرگ همین جاست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

 دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

 فکر کن درد تو ارزشمند است

 فکر کن گریه قشنگ است بخند

صبح فردا به شبت نیست که نیست

تازه انگار که فرداست بخند

 راستی ، آن چه به یادت دادیم

 پر زدن نیست که در جاست بخند

 آدمک نغمه ی آغاز نخوان

به خدا آخر دنیاست بخند

به خدا به خدا به خدا

آخر دنیاست...