هوم.
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٤/۱٧ 

 

: تو بالشی؟

: هوم...

: ... به جانم، به جانم، به جانم.

:هوم؟

: کاش واقعا می شد که دردت به جانم باشه.

:هوم.

: وقتی روی زمین می خوابم نمی دونم بالشمو زیر سرم بذارم یا توی بغلم بگیرم...

: هوم!

: یا قابش کنم بزنم به دیوار...

: هوم...

: یا لا به لای برگه های دفتر خاطراتم فراموشش کنم ...

: هوم...

: یا قورتش بدم تا برای همیشه امن و آروم بمونه...

: هوم.

: به جانم، به جانم، به جانم....