ای که مرا خوانده ای ...

دوست دارم بروم ، سر به سرم نگذارید

گریه ام را به حساب سفرم نگذارید

دوست دارم که به پابوسی باران بروم

آسمان گفته که پا روی پرم نگذارید

اینقدر آینه ها را به رخ من نکشید

اینقدر داغ جنون بر جگرم نگذارید

چشمی آبی تر از آیینه گرفتارم کرد

بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید

آخرین حرف من این است زمینی نشوید

فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید

 

 

راه نشانم بده...

/ 2 نظر / 8 بازدید
بدون امضا

دور که می شوی همه دلشان تنگ می شود . مثل دل کوچک من .

born

... تورو دوستی خدا را چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را ...