ب ه ا ر ...

 

       

         

         بهار بهار پرنده گفت یا گل گفت<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

         خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت

         بهار بهار صدا همون صدا بود

         صدای شاخه ها و ریشه ها بود

         بهار بهار چه اسم آشنایی

صدات میاد اما خودت کجایی؟

وا بکنیم پنجره ها رو یا نه ؟

تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟

بهار اومد لباس نو تنم کرد

تازه تر از فصل شکفتنم کرد

عید روا آورد از تو کوچه تو خونه

حیاط ما یه غربیل ، باغچه ی ما یه گلدون

خونه ی ما همیشه ، منتظر یه مهمون

بهار بهار یه آشنای قدیمی

یه آشنای ساده و صمیمی

یه آشنا که مثل قصه ها بود

خواب و خیال همه بچه ها بود

یادش بخیر بچگی ها چه خوب بود

حیف که هنوز صبح نشده غروب بود

 آخ که چه زود قلک عیدی ها مون

وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار اومد برفا رو نقطه چین کرد

خنده به دلمردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت

واشدن پنجره ها رو دوست داشت

بهار اومد پنجره ها رو وا کرد

من رو با حس دیگه آشنا کرد

یه حرف یه حرف حرفای من کتاب شد

حیف که همه سوال بی جواب شد

بهار اومد اما با دست خالی

با یه بغل شکوفه ی خیالی

بهار بهار گلخونه های بی گل

خاطره های مونده اونور پل

بهار بهار یه غصه ی همیشه

منظره های مات پشت شیشه

بهار بهار حرفی برای گفتن

تو فصل بی حوصلگی شکفتن

بهار بهار پرنده گفت یا گل گفت

ما شنیدیم هر کی که خوابه نشنفت...

/ 7 نظر / 14 بازدید
پری جذامی

هی راستی خوشحال شدم که آپيدی!!!! :)

پری جذامی

عیــــــــــــــد خوبه! اما تو ي تنهايی نميچسبه! ولی خب من با اينهمه امیـــــــــــــــــــدی که دارم ابداْ احساس تنهايی که نميکنم که! :* عيدت مبارک!

بارباپاپا

سلام بهارت مبارک،چه شعر عجيبي آخرش يهو دپرس انگيز شد ولی به هر حال خيلی قشنگ بود ومهم اين بود که حرف از بهار ميزد وبهار هميشه زيباست حتی از پشت شيشه های مات.بهارت شاد ومبارک.

شقایق

سلام دوست عزيزم....اومدم سال نو رو بهت تبريک بگم...اميدوارم سال جديد سرشار از بهترين تجربه های زندگی باشه برات و هميشه رو لبت خنده تکرار بشه...

شقايق

سلام...کجايی...چرا اينقدر دير به دير...اينطوری احساس ميکنم ناراحتی ...بيا و بگو اشتباه ميکنم...لطفا !!!