برای پرنده های دلم

 

من صبورتر نبودم

و هیچ وقت بزرگترین کاسه  رو برنداشتم...

من فقط و فقط می دونستم که از دوست داشتن چی می خوام،

از خیلی خیلی دوست داشتن...

من فقط باور داشتم که دوست داشتن بند نیست، قفس نیست، که دوست داشتن آسمونه پروازه،تا آزادت کنه از خودت از خواستن خودت از زمین دلت...

اینه که همیشه باور داشتم که کسی که میاد نه گم میشه و نه کم رنگ...

اینه که همیشه باور داشتم که باید آزاد بود ،تا بود...

تا اونوقت بشه که همیشه حیاط دلمو آب و جارو کنم ...تا اونوقت بشه که همیشه منتظرت باشم ...تا اونوقت بشه که همیشه مث یه پرنده دور و بر خونه ام پر بزنی وهر وقت دلت خواست به حیاط دلم سر بزنی و روی هر شاخه از درختای دلم که خواستی بشینی و آواز بخونی یا به میوه هاش که همیشه منتظرت هستن نوک بزنی و گاهی از سر خوشی یا حتی دلتنگی از پنجره های همیشه باز خونه ی دلم بیایی تو و توی دلم پرواز کنی و من تمام اون لحظات از شوق بودنت وخواستنت و پر زدنت توی دلم ،توی دل خودم ،روی زمین بند نشم و از عطر بودنت مست بشمو نیست بشم، اونقد که نتونم با دستای آلوده به خواهشم پرهای شفاف و شکستنیتو ناز کنم ، که مبادا کثیف بشن که مبادا بشکنن ، که مبادا که مبادا به زمینی شدن خو بگیری و بند دلم بشی واز آسمونت بگذری و یه عمر بغض نپریدن توی چشمات موج بزنه ..                    

اینه که همیشه منتظرتم.

اینه که همیشه چشمام به آسمونه که بیایی.

اینه که همیشه توی چشمام اشک جمع میشه  که دیر کردی که خسته اومدی که شکسته اومدی که داغون اومدی که زخمی اومدی ...،

اینه که همیشه نگرانم که راه دلمو گم کنی...

من صبورتر نبودم..

هیچ وقت..

 

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
بدون امضا

خوبه اینجا هست که به یادت بیام و بخونم و بدونم چی توی دل هست اما باز هم نمی فهمم همیشه همین طوریه ...

شقایق

سلام من رو یادته! هنوزم میام اینجا همه حرفاتو می خونم حتی اگه کامنتی نذارم!

born

بالشتو بده به پرنده ها تا مثل یه لونه ... ظاهرت که همیشه صبورترینه. اگر مجالی بود پیش من هم بیا.هواش بد نیست.شاید گرم اما بدون غباره.

بدون امضا

هی هی هی ..... اینا رو تو نوشتی ؟ منم همیشه منتظرم ..

م.ر

ماه بود که دید و هیچ نگفت!

همین

. . . پنجره را باز گذاری اگر